انجمن


امتیاز موضوع:
  • 7 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مرگخواران
حاجی تو بری مرگ خواران چی کنه
من هر وقت خواستین برا ماموریت ها هستم و تا همیشه به بد عنق وفادارم
[تصویر:  7DA9617C6.jpg]
پاسخ
سپاس شده توسط: فرد ویزلی
من معاون لرد سیاه اعلام میکنم:
روزپنج شنبه ساعت ۱۹ ماموریت مشنگ کشی خواهیم داشت.
بیااید تا قدرتمان را حتی در نبود لرد گریفین نشان دهیم...
[تصویر:  thumb_HamMihan-201512581318921081531441719713.5712.jpg]
منو مزرعه ی عمره چشم به راه بهاریم
پاسخ
سلام من تام ریدل هستم و بدین وسیله وفاداری خود را به سازمان مرگخواران اعلام میکنم و در ماموریت های مرگخواران حضور خواهم داشت 1
پاسخ
سپاس شده توسط: saiepotter ، فرد ویزلی
« لرد گریفین شما هر جا که باشید پیروزی با شماست . »

« با اینکه لرد گریفین استعفا دادند ما همچنان به فعالیت‌های ادامه می‌دهیم . 
تا قطره آخر خونمان به جنگیدن ادامه می‌دهیم و تا ابد به فرامین لرد سیاه پایبند خواهیم بود . »

-_-_-_-_-_-_-_-

۱ - لرد سیاه : بدعنق
@فرد ویزلی
ماموریت ها : ۳
رول خارج از ماموریت : ۰

۲ - جانشین لرد سیاه : سوروس اسنیپ
ماموریت : ۳
رول خارج از ماموریت : ۰
علامت شوم : ۰
ماسک : ۳
اخطار ها : ۰               امتیاز : ۰

۳ - عضو سازمان امور خارجی مرگخواران + معاون لرد سیاه : الکساندر ترنر
ماموریت ها : ۲
رول خارج از ماموریت : ۰
علامت شوم : ۰
ماسک : ۳
اخطار : ۰                  امتیاز : ۰

۴ - مسؤل شکنجه و زندان‌بان + معاون لرد سیاه : بلاتریکس لسترنج
@کیانا79
ماموریت : ۲
رول خارج از ماموریت : ۰
علامت شوم : ۰
ماسک : ۱
اخطار : ‌۰                  امتیاز : ۱

۵ - قاپ زن : فریا مایکسون
ماموریت : ۱
رول خارج از ماموریت : ۰
علامت شوم : ۱
ماسک : ۰
اخطار : ۰                    امتیاز : ۱

۶ - قاپ زن : دمینیک یادم
ماموریت : ۱
رول خارج از ماموریت : ۱
علامت شوم : ۰
ماسک : ۱
اخطار : ۰                   امتیاز : ۰

۶ - قاپ زن : یاکسلی
ماموریت : ۰
رول خارج از ماموریت : ۰
ماسک : ۰
علامت شوم : ۱
اخطار : ۰                  امتیاز : ۰

۷ - قاپ زن : سوزان هانتر
ماموریت : ۰
رول خارج از ماموریت : ۰
علامت شوم : ۱
ماسک : ۰
اخطار : ۰                  امتیاز : ۰

۸ - قاپ زن : تام ریدل
ماموریت : ۰
رول خارج از ماموریت : ۰
علامت شوم : ۰
ماسک : ۰
اخطار : ۰                       امتیاز : ۰


مقام ها بر اساس تعداد ماسک ها و امتیازات داده شده اند .
هر کسی که در ۳ ماموریت شرکت بکند یک ماسک میگیرد .
هر مرگخواری که حداقل در چهار ماموریت ( به صورت پیاپی ) شرکت نکند یک علامت شوم دریافت میکند . در صورتی که در بین این چهار ماموریت حداقل یک رول خارج از ماموریت نوشته باشد علامت شوم نمیگیرد .
هر مرگخواری ۳ علامت شوم بگیرد دیگر نمی‌تواند به عنوان یک مرگخوار فعالیت بکند و باید دوباره انتخاب نقش کرده و سوگند یاد بکند .
به دلیل اینکه دمینیک باتم تازه به گروه مرگخواران وارد شده است به صورت موقت قاپ زن خواهند بود و در آینده ای نزدیک مقام بهتری میگیرد .
همه اعضای تازه وارد به طور خودکار قاپ زن میشوند .


مقام ها :
رییس سازمان امور خارجی مرگخواران : ۳ ماسک
سازمان امور خارجی مرگخواران : ۲ ماسک
مسؤل امور داخلی : ۳ ماسک
مسؤل شکنجه و زندان‌بان : ۱ ماسک
رییس قاپ زن ها : ۲ ماسک
قاپ زن ها : ۰ ماسک
مسؤل پرورش باسیلیسک : ۱ ماسک

∆ دقت کنید مقام های شما بدون نوشتن رول های خارج از ماموریت به هیچ دردی نمیخوره .



شعار ما : پیروزی از آن ماست .

(۱۳۹۶/۰۴/۲۷، ۱۱:۳۲ ق.ظ)omidkiller نوشته است: سلام من تام ریدل هستم و بدین وسیله  وفاداری خود را به سازمان مرگخواران اعلام میکنم و در ماموریت های مرگخواران حضور خواهم داشت 1

خوش اومدی . 1
http://uupload.ir/files/qti2_photo_2017-...-51-21.jpg
- سیمپسون ها -
تو منو یاد شعری میندازی که فراموشش کردم
و یه موسیقی که شاید هرگز نواخته نشده
و جایی که نمی دونم اونجا بودم یا نه
پاسخ
سپاس شده توسط: alilolo ، چوب دستی اژدها ، missmalfoy
بد عنق فوق العاده با ابهت بود ولی هنوز به تجربه نساز داشت مطمعن بودم میتونست جای گریفینو بگیره بخوبی
خب بد عنق رو من حساب ویژه ای باز کرده دلم نمیخواد ناامیدش کنم بسرعت رفتم تا چند تا دزدو بترکونم
اونا همونایین که رقیب ما در سرقت و غارت اشیای گران قیمت بودن تصمیم گرفتم تنهایی یه پاتکی بهشون بزنم
خب توی یک کوچه مشنگ ها که متروکه بود راه میرفتم و یه جا پنهان شدم من در پنهان شدن مثل یک نینجا سریع و در هوش اکسل عمل مثل یک سامورایی بودم ولی از نوع جادوگرش.
خب اونا اومدن دنبال یک انگشتر بی نظیر با الماسی نایاب بودن جواهری بی نظیر بررای یک رییس قدرتمند و افراد قدرتمند
خب وزارتخونه ای ها اه خدای من یک در گیری اتفاق افتاد از بین اونها فردی بود که کنته نام داشت بسرعت کار وزارتخونه ای هاو ساخت . آنها سریع رفتن داخل بزرگترین و ترسناک ترین خونه چیزی به عنوان یک مرگ خوار ازش خوشم میومد
بسرعت وارد خونه میخواستم بشم که زیر پاهام خالی شد اه خدای من افتادم زمین و با صحنه ای وحشتناک روبه رو شدم جسد هایی که به اندازه همه کسایی ه کشتم زیاد بودن انگار اونجا یک مدرسه قدیمی و شلوغ بود
تو راه که رسیدم جسد موجود تاریکی دیدم رفتم سمتش هر چی باشه یه مرگ خوارم باید تو تاریکی قدرت بگیرم ولی اون تاریکی با تارکیک که من وسوروس غیره تجربه کردیم متفاوت بود شاید فقط بد عنق میتونست توش قدرت بگیره سیاهی عجیب بود
صدای جیغ و داد اومد انگار اون دزدا بودن رنگ صورتم مثل گچ شد ناگهان برگشتم و وایییی برای اولین بار تو عمرم ترسیدم اون موجود زنده شده بود فریاد میزد نابودی نابودی
بهش گفتم منم از افراد تاریکیم ولی اون گفت همون تاریکی که نارو زد مارو تنها گذاشت قبلها راجب فرقه ای تاریک که از دنیاهای دیگه نیرو میگرفتن شنیده بودم ولی نه تا این حد جدی
چوب دستیو در اوردم از طلسمی نا اشنها استفاده کردن کلوکلو کاکا بسرعت شروع کردم به خود زنی زورم چند برابر شده بود
افتادم زمین و داشتم از هوش میرفتم اومد سمتم تا نابود کنتم که گفتم اوادا کداورا و مرد این موجود پودر شد مثل ولدمورت
خسته بودم و گیچ اینجا چه مکانیه صدای درگیری تموم شد ظاهرا اون دزدا مرده بودن
رفتم و قایم شدم وقتی اومدن موجوداتی تاریک دیدم قیافشون از اون اراباب حلقه ها تو ارک بدتر بود که...
ما بقی در ادامه

سکتوم پاترا
اههههه
لی لی کورپوس درگیری شدید شد و من اونارو از پا در اوردم موجودات کریح
به راهم ادامه دادم نوشته هایی به زبان عجیب با خون
دریچه ای بود که توش صداهایی وحشتناک بود و من یک مرگ خوارم نه یه موش ترسو رفتم داخل واوووووووووووو
این سدریک دیگوریه اینام سیریوس رموس اینان اونا گفتن چیه نکنه تو هم مردی
سرم گیچ رفت گفتم چی؟ من تو این ساختمون مسخره گیر افتادم اینجا مثل تاریکی که تو دنیای بیرونه نی
نوبت اونا بود گیچ شن گفتن اینجا سرزمین مردگان چطور اومدی اینجا نیازی نیست بگم که حالم بد شد
اونا از من بدشون میومد منم از اونا اونا همچیواز من شدنیدن و بد گفتن تاریکی اینجا اونارو شکست داد و ولدمورت یجایی اینجاس
وای یعنی میتونستم اسطوره تکرار نشدنی پیدا کنم؟ این عالیه پسر
که اون موجودات اومدن گفتن برو من رفتم و ورد پرت میکردم اون احمقا هم اومدن سر اونا گرم کردن من در برم وقتی اومدم بیرون با مظره بدی رو به رو شدم مکان مرگ سدریک وارامگاه تام مارولو ریدل پدن ولدمورت در ته اون دره بود تاریکی در من موج میزد ولی زیاد بودن زیاد از توان الان من
چشمامو بستم و دیدم تو همون کوچم
دوباره کردم رفتم همون جا این چه کوفتیه اخه ترجیح دادم برم و رفتم توی کوچه زخمی هایی رو دیدم اسم یکی از اونا کونته بود گفت از این کارت پشیمون میشی اون تاریکی نابود کنندس
اون همه سر دسته یاقی ها بود خب رفتم زود رفتم و وانو دادم بد عنق بد عنق نمیدونست این تارکی از کجا اوردم و گفت اینو از کجا اوردی گفتم باور نمیکنی یک روز دیگه میگم و اونم با اون انگشتر حال کرد چون برازنده قوی ترین فرد زمین بوذ
پایان
[تصویر:  7DA9617C6.jpg]
پاسخ
سپاس شده توسط: فرد ویزلی
Photo 
[تصویر:  20-1.jpg]

انگشتری که دمنیک باتم به بد عنق هدیه داد
[تصویر:  7DA9617C6.jpg]
پاسخ
سپاس شده توسط:
(۱۳۹۶/۰۴/۲۷، ۰۶:۳۷ ب.ظ)arad long bottem نوشته است: بد عنق فوق العاده با ابهت بود ولی هنوز به تجربه نساز داشت مطمعن بودم میتونست جای گریفینو بگیره بخوبی
خب بد عنق رو من حساب ویژه ای باز کرده دلم نمیخواد ناامیدش کنم بسرعت  رفتم تا چند تا دزدو بترکونم
اونا همونایین که رقیب ما در سرقت و غارت اشیای گران قیمت بودن تصمیم گرفتم تنهایی یه پاتکی بهشون بزنم
خب توی یک کوچه مشنگ ها که متروکه بود راه میرفتم و یه جا پنهان شدم من در پنهان شدن مثل یک نینجا سریع و در هوش اکسل عمل مثل یک سامورایی بودم ولی از نوع جادوگرش.
خب اونا اومدن دنبال یک انگشتر بی نظیر با الماسی نایاب بودن جواهری بی نظیر بررای یک رییس قدرتمند و افراد قدرتمند
خب وزارتخونه ای ها اه خدای من یک در گیری اتفاق افتاد از بین اونها فردی بود  که کنته نام داشت بسرعت کار وزارتخونه ای هاو ساخت . آنها سریع رفتن داخل بزرگترین و ترسناک ترین خونه چیزی به عنوان یک مرگ خوار ازش خوشم میومد
بسرعت وارد خونه میخواستم بشم که زیر پاهام خالی شد اه خدای من افتادم زمین و با صحنه ای وحشتناک روبه رو شدم جسد هایی که به اندازه همه کسایی ه کشتم زیاد بودن انگار اونجا یک مدرسه قدیمی و شلوغ بود
تو راه که رسیدم جسد موجود تاریکی دیدم رفتم سمتش هر چی باشه یه مرگ خوارم باید تو تاریکی قدرت بگیرم ولی اون تاریکی با تارکیک که من وسوروس غیره تجربه کردیم متفاوت بود شاید فقط بد عنق میتونست توش قدرت بگیره سیاهی عجیب بود
صدای جیغ و داد اومد انگار اون دزدا بودن رنگ صورتم مثل گچ شد ناگهان برگشتم و وایییی برای اولین بار تو  عمرم ترسیدم اون موجود زنده شده بود فریاد میزد نابودی نابودی
بهش گفتم منم از افراد تاریکیم ولی اون گفت همون تاریکی که نارو زد مارو تنها گذاشت قبلها راجب فرقه ای تاریک که از دنیاهای دیگه نیرو میگرفتن شنیده بودم ولی نه تا این حد جدی
چوب دستیو در اوردم از طلسمی نا اشنها استفاده کردن کلوکلو کاکا بسرعت شروع کردم به خود زنی زورم چند برابر شده بود
افتادم زمین و داشتم از هوش میرفتم اومد سمتم تا نابود کنتم که گفتم اوادا کداورا و مرد این موجود پودر شد مثل ولدمورت
خسته بودم و گیچ        اینجا چه مکانیه صدای درگیری تموم شد ظاهرا اون دزدا مرده بودن
رفتم و قایم شدم  وقتی اومدن موجوداتی تاریک دیدم قیافشون از اون اراباب حلقه ها تو ارک بدتر بود که...
ما بقی در ادامه

سکتوم پاترا
اههههه
لی لی کورپوس درگیری شدید شد و من اونارو از پا در اوردم موجودات کریح
به راهم ادامه دادم نوشته هایی به زبان عجیب با خون
دریچه ای بود که توش صداهایی وحشتناک بود و من یک مرگ خوارم نه یه موش ترسو رفتم داخل واوووووووووووو
این سدریک دیگوریه اینام سیریوس رموس اینان اونا گفتن چیه نکنه تو هم مردی
سرم گیچ رفت گفتم چی؟ من تو این ساختمون مسخره گیر افتادم اینجا مثل تاریکی که تو دنیای بیرونه نی
نوبت اونا بود گیچ شن گفتن اینجا سرزمین مردگان چطور اومدی اینجا نیازی نیست بگم که حالم بد شد
اونا از من بدشون میومد منم از اونا اونا همچیواز من شدنیدن و بد گفتن تاریکی اینجا اونارو شکست داد و ولدمورت یجایی اینجاس
وای یعنی میتونستم اسطوره تکرار نشدنی پیدا کنم؟ این عالیه پسر
که اون موجودات اومدن گفتن برو من رفتم و ورد پرت میکردم اون احمقا هم اومدن سر اونا گرم کردن من در برم وقتی اومدم بیرون با مظره بدی رو به رو شدم مکان مرگ سدریک وارامگاه تام مارولو ریدل پدن  ولدمورت در ته اون دره بود تاریکی در من موج میزد ولی زیاد بودن زیاد  از توان الان من
چشمامو بستم و دیدم تو همون کوچم
دوباره کردم رفتم همون جا این چه کوفتیه اخه ترجیح دادم برم و رفتم توی کوچه زخمی هایی رو دیدم اسم یکی از اونا کونته بود گفت از این کارت پشیمون میشی اون تاریکی نابود کنندس
اون همه سر دسته یاقی ها بود خب رفتم زود رفتم و وانو دادم بد عنق بد عنق نمیدونست این تارکی از کجا اوردم و گفت اینو از کجا اوردی گفتم باور نمیکنی یک روز دیگه میگم و اونم با اون انگشتر حال کرد چون برازنده قوی ترین فرد زمین بوذ
پایان

دوست من به عنوان لرد نظر نمی دم بلکه به عنوان یه مرگخوار نظر می دم......رولت هیچ ارتباطی به ایفای نقش هری پاتر و مخصوصا مرگخواران نداشت......اگه می خوای توی مرگخواران فعالیت کنی برو چند تا رول قبلی از مرگخواران رو بخون و روش درست نوشتن رول غیر ماموریت رو یاد بگیر.........اینجا قرار نیست هر چیزی که به ذهنمون رسید رو بنویسیم.........ذهن خیلی خلاقی داری.........دست کافمن رو از پشت بستی، در یک رول شیاطین رو بوجود آوردی و نابود کردی 21 ولی رول تو باید مرگخواری باشه........
زنده باد لرد بدعنق
The Eighth Horcrux         
هشتمین جان پیچ          

هی تاریخچه ی دمنتورها، کجایی که یادت بخیر، غرش غرش غرش گریفین. هیییییی
http://forum.dementor.ir/thread-2940.html
تصویر: ساخته شده توسط خودم
[تصویر:  Untitled_48.jpg]
پاسخ
سپاس شده توسط: فرد ویزلی
حرف گریفین برای من بسیار ارزشمنده و ترجیح میدم از این به بعد رول هایم را طبق گفته های اون انجام و بنویسم
[تصویر:  7DA9617C6.jpg]
پاسخ
سپاس شده توسط: چوب دستی اژدها ، فرد ویزلی
∆  چهارشنبه ساعت هجده مشنگ کشی داریم . ∆


خب بعد از این همه ماموریت باید استراحت بکنید .
به همین دلیلی ترتیب یک مشنگ کشی رو دادم که برید بکشید و حالتون به جا بیاد 4
http://uupload.ir/files/qti2_photo_2017-...-51-21.jpg
- سیمپسون ها -
تو منو یاد شعری میندازی که فراموشش کردم
و یه موسیقی که شاید هرگز نواخته نشده
و جایی که نمی دونم اونجا بودم یا نه
پاسخ
سپاس شده توسط: چوب دستی اژدها ، alilolo ، j.k.potter


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  آرشیو - مرگخواران Black Rose 630 55,757 ۱۳۹۳/۱۲/۱۵، ۰۸:۴۳ ب.ظ
آخرین ارسال: Salazar Slytherin
  آرشیو - محفل ققنوس VS مرگخواران Black Rose 154 19,944 ۱۳۹۳/۱۲/۱۴، ۰۴:۵۲ ب.ظ
آخرین ارسال: fonix

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان