ویدا اسلامیه می گوید که چرا “یادگاران مرگ” را انتخاب کرد

ساعاتی پیش، سایت رسمی کتابسرای تندیس، صحبت هایی از ویدا اسلامیه، مترجم کتاب های هری پاتر را مبنی بر انتخاب عنوان کتاب منتشر کرده است که با هم متن کامل آن را در زیر و ادامه خبر می خوانیم:

و عشق، تنها عشق،
تو را به گرمي يك سيب مي كند مانوس.
و عشق، تنها عشق،
مرا به وسعت اندوه زندگي‌ها برد….
زنده ياد سهراب سپهري

با درود و سلامي گرم به شما خوانندگان مجموعه داستان‌هاي هري پاتر كه در فراز و نشيب برگردان اين مجموعه به ياد ماندني، با نظرهاي مهرآميزتان دلگرممان كرديد و با انتقادهاي دلسوزانه‌تان چراغ راهمان شديد. در مقام برگرداننده و خواننده‌ي اين آثار، پا به پاي هم پيش رفتيم و به جايي رسيديم كه نه پايان، بلكه آغاز ديگري است، آغاز انديشه‌هاي تابناكي كه شايد جرقه‌هاي نخستين شكوفايي استعدادهاي نوپايي در پهنه‌ي مرز و بومان باشد.

پيش از هر چيز، لازم است نكته‌ي مهمي درباره‌ي برگردان نام اين كتاب را با شما خوانندگان وفادار در ميان بگذاريم. چنان كه شايد بدانيد، عنوان اصلي اين كتاب (Harry Potter and the Deathly Hallows) است كه برگرداندن دقيق آن به زبان‌هاي متعددي امكان پذير نيست. سركار خانم رولينگ، نويسنده‌ي محترم اين اثر، با وقوف به اين امر، عبارت مترادفي را صرفا براي به كارگيري در امر ترجمه توصيه نموده و تاكيد كرده‌اند كه همه‌ي مترجمان رسمي ‌اين اثر از آن استفاده كنند:
(Harry Potter and the Relics of Death)
از اين روست كه پس از بررسي و تحقيق، به عنوان (هري پاتر و يادگاران مرگ) رسيديم و كاربران (ان) (كه جز موارد استثنايي، براي جمع بستن اسامي جانداران به كار مي‌رود) به جاي (ها) را صرفا براي القاي ابهام موجود در عنوان اصلي اثر برگزيديم.
از سوي ديگر، در بخش آغازين كتاب، قطعه‌هايي ادبي از دو اديب سرشناس، آشيلوس و ويليام پن، آمده است كه اگر جسارت ترجمه‌ي آن ها‌ را به خود دادم به دليل اصرار و تاكيد نويسنده‌ي محترم كتاب بر ضرورت ترجمه‌ي آن ها و انعكاس مفاهيمشان بوده است.
آن كه از سپاس بندگانش باز ماند چه گونه سپاس او تواند گفت؟
در پايان، از نيوشا و رضا براي درك و ايثار بي‌‌كرانشان، از پدرم و مادرم براي لطف و صفاي بي‌پايانشان ، از مهسا و بايك براي همراهي و پشتيباني خالصانه‌شان، از فرانك و مريم براي حمايت عارفانه‌شان، از مديريت محترم كتابسراي تنديس، خانواده‌ي گرامي و همكاران سختكوششان براي تلاش صادقانه‌شان، از مهسا رستمي و خانواده‌ي نازنينش براي ياري عاشقانه‌شان، از آقاي علايي نژاد براي اشتياق بي‌دريغشان، از خوانندگان عزيز براي همراهي، همدلي و شكيبايي بي‌نظيرشان و از همه‌ي ديگران، سپاس گزارم.
به ياد داشته باشيم كه ستايش آن نيست كه نامي را در كوي و برزن فرياد بزنيم،
بدانيم كه بهترين ستايش، به جاي آوردن رسم بندگي است….
آگاه باشيم كه در اين راه پر پيچ و خم، رمزي نهفته كه كسي جز ما قادر به گشودنش نيست….
و به خاطر بسپاريم:
(چون كه صد آمد نود هم پيش ماست)

با احترام فراوان
ويدا اسلاميه