همشهری گزارش داد طرحي قرار است تصويب شود كه جلوي ترجمه مجدد كتابها را خواهد گرفت.
ابتدا گفته ميشد اين مركز قرار است نظارتش را به اين شكل انجام دهد كه اگر كسي يك كتاب را ترجمه كرد، كس ديگري به خودش زحمت دوباره ندهد. اينطوري كسي كه 4 ترم كلاس زبانش را با نمره نزديك مشروطي پاس كرده، يك فرهنگلغت زير بغل نميزند و شروع به ترجمه كارهاي آلبر كامو نميكند. ظاهرا كه طرح خيلي مفيدبه نظر ميرسد اما ماجرا به همين سادگيها نيست.
ويدا اسلاميه – مترجم هري پاتر – هم كه به نظر ميرسد بيشتر از همه درگير ماجراي ترجمههاي متعدد شده باشد، ميگويد…
بقیه در ادامه خبر…
ويدا اسلاميه – مترجم هري پاتر – هم كه به نظر ميرسد بيشتر از همه درگير ماجراي ترجمههاي متعدد شده باشد، ميگويد اين مركز ميتواند مثل يك اتحاديه براي مترجمان باشد و علاوه بر اين ميتواند بر كار مترجمهاي جوان هم نظارت كند. البته او يك نگراني هم دارد و ميگويد اين مركز در صورتي ميتواند مفيد باشد كه مترجم مثل قبل در انتخاب اثر آزاد باشد.
نجف دریابندری هم ترجمه مجدد از یک اثر را تنها در صورتی موجه میداند که در دقت و صحت از ترجمههای پیشین، پیشی بگیرد. برای او ترجمه تازه یک اثر، حکم یکجور مبارزهطلبی و به چالش کشاندن ترجمههای قبلی را دارد.
با کمی دقت میبینید غالب ترجمههای تکراریای که در دهه اخیر صورت گرفته، از هیچکدام از اصول بالا پیروی نمیکنند؛ نه به آثار کلاسیک و اساسی ادبیات پرداختهاند و نه نمونه برجستهتر و قابل قبولتری از ترجمههای قبلی بودهاند. این ترجمهها بیش از هر چیز، پیرو مد و تبهای مقطعی بازار نشر بودهاند؛ با چنین منطقی است که آثار پائولو کوئیلو تحت تاثیر جریان عرفان رمانتیک در این سالها بارها و بارها ترجمه شده است.
جز کوئیلو، جبران خلیل جبران هم هست که تحت تاثیر همین مشرب، بارها و بارها ترجمه و ارائه شد؛ مخصوصا کتاب «پیامبر»ش كه با 28ترجمه مختلف، ركورددار است. در بعضی موارد این مد معطوف به ادبیات کودکان و نوجوانان بوده که بازار قابل توجهی دارد؛ از مثالهایش ميشود ترجمههای مکرر از هفتگانه هری پاتر و آثار شل سیلوراستاین را نام برد.
متن کامل این خبر و ادامه ی آن را در اینجا مطالعه کنید.