امروز گزارش ويژه اي براي شما داريم: اما واتسون (بازيگر نقش هرميون گرنجر) در اتحاديه آكسفورد واقع در دانشگاه آكسفورد حضور يافته و ما گزارش كاملي از اين واقعه در اختيار داريم. اين گزارش شامل خبرها و مطالب جالبي در مورد اما هست: از نظر او كارگردانان چه تفاوتي با هم داشته اند، آيا او از پايان هري پاتر مي ترسد، و چگونه توانسته با بر تن داشتن يك لباس 20 هزار پوندي در صحنه جشن كريسمس فيلم جام آتش، به راحتي از پله ها پايين بيايد. متن انگليسي اين گزارش را با كليك بر روي اين لينك ببينيد.
متن گزارش در ادامه متن…
اما واتسون با اين جمله حرفش را آغاز مي كند: “من يه دختر معمولي هستم و به يك مدرسه معمولي رفته م.”
در ميان بعضي از باهوش ترين دانش آموزان انگلستان، واتسون به حرفه بازيگري اشاره مي كند. او يك «دختر 16 ساله است كه اتفاق ويژه اي برايش افتاده است». اما گفت كه تنها آرزويش به عنوان يك دختر جوان بازيگر شدن بوده، و چه بهتر از اين كه فرصت حضور در يكي از بزرگترين فيلم هاي زمان را به دست آورد؟ او گفت كه داستان انتخاب كردن او را به عنوان بازيگر بارها گفته است: يك ظهر پنجشنبه، تيم انتخاب كننده ي فيلم به مدرسه آن ها مي آيند و 15 دختر جوان را براي انتخاب بازيگر نقش هرميون از ميان آن ها درخواست كردند. او مي گويد “من هيچ وقت در زندگي ام چيزي را به اين اندازه نمي خواستم.” او «ماه هاي بي پاياني» را براي دريافت جواب هيئت انتخاب كننده منتظر ماند. وقتي جواب را دريافت كرد، فقط با شادي فرياد زد.
اما مي گويد، حدود 35 هزار نفر براي ساخت فيلم هاي هري پاتر استخدام شده اند، براي همين چندان دور از انتظار نبود كه اولين روز وحشت زده شود. تنها چيزي كه مايه خوشحاليش بود، موش خانگي اش، ميلي بود كه به گفته خودش يك “محرم اسرار” در مواقع سخت بود.
او مي گويد: “خسته مي شدم، اما اين هيچ وقت مشكلي بوجود نياورد … من خيلي هيجان زده بودم.”
اما مي گويد بازيگري مثل يك اعتماد است. برخلاف كاراكترش، سه سال طول كشيد تا خودبينيش را رها كند و هرميون بشود.
اما يادگيري را دوست دارد و اين را تمام عصر توضيح داد. او تفاوت كارگردان ها را بر حسب چيزهايي كه به او آموخته اند توضيح داد: “آلفونسو كواران (كارگردان سومين فيلم) در مورد زيبايي چيزهايي به من ياد داد، مايك نيوول (كارگردان چهارمين فيلم) به من ياد داد كه فقط بازيگري كافي نيست، و ديويد يتس يافتن حقيقت رو به من ياد داد. بعد از بازي در پنج فيلم و الهام گيري از چندين كارگردان و بازيگر بزرگ، بالاخره نيرو و دركم زياد شده.”
او در ادامه صحبتش به اين اشاره مي كند كه عناصر فني به ندرت در محصول نهايي ديده مي شوند: “به نظر من كار با پرده ي سبز خيلي سخته. شايد به خاطر اين كه وقتي دور تا دور آدم رنگ آبي باشه افسرده مي شه.”
او تخمين مي زند كه در طول هر فيلم 300 مصاحبه با او انجام گرفته باشد. او با لحني كه تلخي در آن ديده نمي شود مي گويد: “مردم ناگهان فكر مي كنند اگر منو داشته باشن حقيقت رو دارن” او اين كار را تأييد نمي كند اما از نظر او اين جزء لاينفك بازيگري است. درست مثل توجه بي تناسب به ظاهر و وزن او، و اين كه مردم دوست دارند او را هرميون صدا بزنند.
از اما پرسيده شد: بازي در صحنه جشن كريسمس چه طور بود؟
او جواب داد: “پوشيدن اون لباس 20 هزار دلاري لعنتي و آدمايي كه به من سقلمه مي زدن، لحظه ي وسعت زن بودن است.”
و با وجود فشاري كه بر او بود و يك جفت پاشنه كفش، يك كارگردان صدها راه را براي پايين رفتن از پله ها به او پيشنهاد مي داد، اما اعتراف كرد كه در دومين برداشت از پله ها او روي آن ها افتاده و واقعاً خجالت زده شده است.
و مزه ي بستني مورد علاقه ي او چيست؟ نعناع با شكلات رنده شده.
اما واتسون هميشه هم مدرسه را مي خواسته و هم بازيگري را، و آينده اش را نيز اين طور مي بيند. او مي خواهد به دانشگاه برود، مخصوصاً حالا كه سيستم بازيگري غير قابل اعتماد است.