شماره ماه جولاي مجلهي “جادوي فيلم” با چاپ زندگينامه بازيگران، پيشنمايش فيلم و مصاحبههايي با بازيگران و عوامل فيلم “هري پاتر و شاهزاده دورگه”، به صورت گستردهاي به اين فيلم پرداخته است.
در قسمت اول متن فارسي مصاحبه با يكي از تهيه كنندگان فيلم و طراح لباس را مطالعه كرديد. اكنون در قسمت دوم مصاحبه با استوارت كريگ (طراح صحنه) و صحبتهاي تهيهكنندگان در مورد فيلم “يادگاران مرگ” را مطالعه ميكنيد.
قسمت دوم مصاحبه ها در ادامه خبر…
طراحي صحنه “شاهزاده دورگه”
مصاحبه با استوارت كريگ (طراح صحنه)
س: نظر شما در مورد دو قسمتي كردن فيلم “هري پاتر و يادگاران مرگ” چيه؟
ج: من فكر ميكنم همهي ما ميخوايم بدونيم كه فيلم از كجا بريده ميشه. يعني اولين فيلم با يك پايان نسبتاً ضد-اوج به پايان ميرسه؟ البته ما هنوز فيلمنامهاي نداريم، براي همين چيزي نميدونيم. شنيدم كه پيشنهاد شده پايان فيلم اول بازگشت رون ويزلي باشه. بازگشت رون صحنهي خيلي احساسي هست. تصور ميكنم ميتونه پايان مناسبي رو براي فيلم رقم بزنه. نميدونم استيو كلاوز، نويسنده فيلمنامه، موافقه يا نه، اما وقتي اولين فيلنامه به دستمون رسيد، متوجه ميشيم.
س: در اين فيلم، شاهزاده دورگه، سختترين كار براي شما چي بود؟
ج: جي.كي.رولينگ هميشه در يك لوكيشن بزرگ يك صحنه بزرگ مينويسه، و اين بار، هري و دامبلدور به يك غار مرموز ميرن، و اين غار چالش بزرگيه. ما فقط دو قسمت خيلي كوچك اون رو به صورت فيزيكي ساختيم و بقيه صحنه توسط جلوههاي رايانهاي كامل ميشه، ولي يك مدل با مقياس كوچك براي غار ساختيم و همون طور كه گفتم، قسمت كوچكي از اون رو هم به طور فيزيكي ساختيم. امروزه فيلمها به طور متفاوتي ساخته ميشن. اون مدلها اسكن ميشن، و اسكنهاي اون قسمتهاي فيزيكي و مدلهاي سه بعدي طرح اوليه يا استخوانبندي هست كه بر اساس اون صحنه گرافيكي كامپيوتري ساخته و رندر ميشه. اين كار سختيه كه لازمه به تصويري طبيعي تبديل بشه و با اين حال بايد جوانب امر رو هم در نظر بگيريم. تقريباً تمام صحنه به صورت كامپيوتري ساخته ميشه. سختافزار در مقايسه با اون آسونتره و صخرههاي طبيعي كمتر دردسر دارن. و رك و پوست كنده بگم، اين براي افراد همدورهاي من خيلي سخته كه از پس تكنولوژي فيلم قرن 21م بربيان.
س: رازي هست كه باهاش بشه كاري رو كه ميخواين انجام بدين، همون طور كه گفتين، از پس تكنولوژي فيلمسازي جديد بربياين؟
ج: يك كار كليدي كه اين بار انجام داديم تحقيقات اوليه ما بود. همون اول كار گفتيم، “چه چيزهاي جالبي توي غار هست؟” خب، استالاگميتها و استالاگتيتها شايد آشناترين باشن و تقريباً توي غارهاي سنگ آهكي به وفور يافت ميشه. بعد ما شروع كرديم به بررسي غارهاي كريستالي و عكسهاي غار كوهي فوقالعادهاي رو ديدم كه در مكزيك بود. از يك غاز كريستالي كه در سوئيس بود بازديد كرديم و بعد فكر كرديم، “ديگه چه نوع ديگري از غار كريستالي وجود داره؟” بعد متوجه شديم كه يك غار كريستال نمكي در خارج از فرانكفورت آلمان هست، پس به اونجا رفتيم، و اون بخشي از يك مجموعه استخراج فسفات فشرده بود، اما پايين اون صخرههاي نمكي هم وجود داشت، و در يك ناحيهاي كريستالهاي نمك بود، كه كاملاً شفاف و شيشه مانند بودند. ما عكسهاي عريضي گرفتيم و از اونها به عنوان الگو استفاده كرديم. نتيجه اين بود كه ما صحنهي فوقالعادهاي داشتيم كه در عين حال كمي منطبق با علم زمينشناسي بود، ما هميشه سعي كرديم اين طور باشه. بله، اين يك دنياي جادويي هست، اما بر اساس واقعيت قابل تشخيص هست. ما در اين مورد با غار به عنوان نوع گستردهاي از معماري در نظر گرفتيم.
س: براي اين كه بازيگرها بتونن در كنار قسمتهايي از غار بازي خودشون رو انجام بدن، شما مجبور بوديد قسمتي رو واقعاً بسازيد، چه نماهايي رو ساختيد؟
ج: دامبدور و هري با قايق به جزيرهي وسط اون درياچه سياه ميرن، و روي اين جزيره، يك قدح كريستالي وجود داره كه مايعي توش هست و دامبلدور بايد اونو بخوره تا جانپيچي كه ته اون هست رو بهدست بيارن. پس ما اون جزيره رو ساختيم، قايق رو ساختيم و قسمتي از كنارهي ساحل كه اونا از اونجا به طرف جزيره ميرن. اما اون چيزايي كه ما ساختيم حدود يك درصد از چيزيه كه در فيلم نهايي ميبينيد.
س: در اين چند سال، ما رشد بازيگران و كاراكترها رو ديديم،اما از ديدگاه شما، ظاهر فيلمها هم تكاملي داشتهن؟
ج: فكر ميكنم همين طوره. دو چيز به ذهنم خطور ميكنه. در آغاز كار، به دلايل فني، ما بايد در تعدادي از لوكيشنهاي واقعي كه ممكنه بهتر ساخته شده باشن فيلمبرداري كنيم، پس هاگوارتز تركيبي از مكانهاي واقعي و ساخته شده است. اگه با دقت فيلمبرداري نكنيم، يك چيز درهم و برهم ميشه، براي همين ما ميتونستيم دنياي هاگوارتز رو بهتر كنيم و كنار هم بچينيم و با ادامه كار چيزها رو كمي بازسازي كنيم. ما موفق شديم چيزها رو بهتر كنيم، پس در نوع خودش به تكامل رسيديم. اما موضوع ديگه اينه كه با بزرگ شدن بچهها و تاريك شدن داستانها، ظاهر فيلمها هم به تبع اون تاريكتر، مرموزتر، تكرنگتر و ترسناكتر شدهن. فيلمبردار جديد بابت اين موضوع لذت زيادي ميبرد. طراحي صحنه – كه كار منه – در اين همكاري نزديك قرار داشته. ما به صورت فيزيكي لوكيشنهاي تاريكتري ميسازيم. مهمترين موضوع اينه كه اين فيلمها زياد با مرگ سر و كار دارن – خصوصاً اين يكي – و ما هم بر همين اساس رنگ و طبيعت صحنهها رو تنظيم ميكنيم.
هري پاتر و يادگاران مرگ
صحبتهايي از ديويد هيمن و ديويد بارون (تهيه كنندگان)
در هنگام ساخت تمام فيلمهاي هري پاتر، شايعاتي منتشر شد مبني بر اين كه به خاطر وفاداري به كتاب، بعضي رمانهاي حجيم جي.كي.رولينگ به دو فيلم اقتباس شوند. اين كار در مورد چهارمين فيلم، “جام آتش”، تقريباً به حقيقت پيوسته بود، اما در آخر تصميم گرفته شد اين فيلم در مجموعه هري پاتر، يك قسمتي باقي بماند. اما اكنون اقتباس سينمايي كتاب هفتم، “يادگاران مرگ”، به راستي در دو قسمت و به فاصلهي 6 ماه منتشر خواهد شد.
ديويد هيمن، تهيه كننده در اين باره ميگويد: “فاصلهي انتشار “شاهزاده دورگه” تا انتشار قسمت اول “يادگاران مرگ” كمي طولانيتر خواهد شد. در واقع به جاي يك و نيم سال، بين اونا دو سال وقفه خواهد بود. اين مسأله بيشتر به خاطر اين هست كه ما هر دو قسمت فيلم آخر رو همزمان فيلمبرداري ميكنيم. فيلمبرداري بيشتر طول ميكشه، براي همين مراحل پس از توليد تا بعد از تمام شدن اون شروع نميشه.”
از آنجا كه در اين مورد هري پاتر يك ماشين با سوخت خوب هست، ديويد هيمن با اين ايده موافق است كه دوقسمتي كردن “يادگاران مرگ” باعث ايجاد چالشهاي جديدي ميشود. او ميگويد: “معلومه كه ما بايد يك نقطه پاياني درست رو در وسط كتاب پيدا كنيم. هر دو قسمت بايد كامل و مستقل باشن. تا به حال هر كدوم از فيلمها از فيلم قبلش متفاوت بوده، پس همين كار رو بايد با قسمت 1 و 2 “يادگاران مرگ” انجام بديم. مشكل، ساختن دو فيلم جدا هست كه ميخوايم هر كدوم هويت خودشون رو داشته باشن و داريم اونا رو همزمان فيلمبرداري ميكنيم. اينو هم بگيم كه، چيزي كه هيجان كار رو بيشتر ميكنه و مورد توجه ما هست اينه كه ما تصوير واضحي از اين داريم كه هر دو فيلم چي هستن و زيربندهاي ريشهاي هر قسمت چي هستن، كه همين به نوبه خودش ماهيت مجزايي به هر كدوم ميده.”
ديويد بارون ضمن موافقت با هيمن خاطرنشان ميكند: “اين خيلي تعيينكننده هست كه اونا مجزا باشن، اگرچه هيچ وقت نميتونيم به طور كامل اونا رو از هم جدا كنيم، به اين معني كه قسمت اول، شروع آخرين فيلم و قسمت دوم، پايان آخرين فيلم باشه، اما اونا بايد از نظر سبك، دو فيلم بسيار متفاوت باشن. اگر شما جاهايي رو كه احتمالاً به كار گرفته ميشن در نظر بگيريد – ميگم “احتمالاً” چون به لطف اعتصاب نويسندگان هنوز فيلمنامهاي نداريم – ميبينيد خيلي با هم فرق ميكنن. مثلاً قسمت اول كتاب رو در نظر بگيريد. اونا تا پايان قسمت اول كتاب به هاگوارتز برنميگردن. از جهتي، قسمت اول كتاب حال و هواي يك فيلم جادهاي و گذري رو داره. اونا مرتباً مورد مزاحمت و حمله قرار ميگيرن و سعي ميكنن با جادوهاي ضعيفي كه بلد هستن به دنياي مشنگها سفر كنن و مخفي بشن و از جبهه دشمن دور بمونن. همين خودش به تنهايي از چيزهايي كه قبلاً داشتيم خيلي متفاوته.”
يكي از چيزهايي كه هيمن خيلي منتظر آن است، فيلمبرداري اوج حماسه است – نبرد نهايي بين هري و ولدمورت – كه تمام مجموعه در همين جهت ساخته شدهاند.
او ميگويد: “چيزي كه فكر ميكنم جو خيلي عالي اون رو انجام داد، اينه كه اوج داستان، لبريز از اكشن نيست، بلكه از بهترين جا مياد، يعني از احساسات كاراكتر. به نظرم اينجاست كه جو در كتاب هفتم واقعاً موفق شد. سكاني كامل از شكلهايي از گذشته هري هست، كساني كه به دست ولدمورت كشته شدهن، كساني كه با آماده شدن اون در كنارش ايستادهن. واقعاً زيباست. به نظرم نقطه قوت اين كتابها و فيلمها همين هست – با وجود چيزهايي مثل جادو، فانتزي و جلوههاي ويژه، چيزي كه مردم واقعاً باهاش ارتباط برقرار ميكنن كاراكترها هستن.”
يك تفاوت جالب ميان اين داستان دو قسمتي و فيلمهاي قبلي، اين است كه معمولاً بازيگران در بين فيلمها وقتي دارند كه در آن كمي رشد ميكنند و با اين تغيير چيز جديدي به فيلم بعد ميآورند. آيا اين تكامل لازم است ايجاد شود؟
بارون در پاسخ ميگويد: “راستش اين هم يك چالش هست. اما از طرف ديگه، در مقابل اين دلايل، اين حقيقت كه اونا قادر هستن از اول شروع كنن و در مسير كار تا پايان كاراكترهاشون رو گسترش بدن براشون مفيد هم هست. و ادامه كار با ديويد يتس، چون اون خيلي مواظب و هوشيار هست كه اونا همه (به مطلوبترين نحو ممكن) احساس كنن تا اون جايي كه ميشه هل داده ميشن، نتايج هر كدوم رو روي پرده ميبينيم.”
هيمن ميافزايد: “من فكر نميكنم نيازي باشه تكامل ايجاد كنيم، چون الان ديگه اونا ميتونن در مواقع مختلف به جنبههاي مختلفي از كاراكترشون بپردازن. حالا اونا در سني هستن كه تجارب مختلفي داشتهن و ميتونن اونا رو براي كاراكترشون پياده كنن. من كاملاً مطمئنم كه در هر دو قسمت اونا ميتونن اون چيزهاي متفاوت رو اجرا كنن. همه اين چيزها در مورد جنبههاي مختلف رشد كردن هست و همه اينها در كتاب هستن. همه چيز برميگرده به اعتقاد و داشتن اعتماد به نفسه، و آماده شدن براي شكست ولدمورت. فيلم واقعاً عالي ميشه، و من نميتونم صبر كنم تا غرق در اون بشم.”
قسمت سوم مصاحبهها به زودي…
فيلم هري پاتر و شاهزاده دورگه اول آذر 1387 اكران خواهد شد.
فيلم هري پاتر و يادگاران مرگ: قسمت اول در 28 آبان 1389 اكران خواهد شد!