نقل قول روزانه دمنتور تا یادگاران مرگ: ۵۸ روز مانده

تنها ۵۸ روز به اکران فیلم سینمایی هری پاتر و یادگاران مرگ باقی مانده است. سایت انگلیسی زبان TLC در ابتکاری تصمیم گرفته هر روز نقل قول هایی از بخش اول هری پاتر و یادگاران مرگ را بنویسد تا رسیدن به روز اکران کاربران با هم در مورد آن گفتگو کنند.

خاله پتونیا که دستمالش تمام صورتش را پوشانده بود با این صدا به دور و برش نگاه کرد. انگار انتظار نداشت که با هری در اتاق تنها مانده باشد. باعجله دستمالش را در جیب کتش گذاشت و گفت:
– خب… خداحافظ.
سپس بی آن که به او نگاهی بیاندازد یکراست به سمت در رفت. هری گفت:
– خداحافظ.
خاله پتونیا متوقف شد و به پشت سرش نگاه کرد. در یک آن، حس عجیبی به هری گفت که خاله‌اش می‌خواهد چیزی به او بگوید. نگاه نگران عجیبی به هری کرد و به نظر رسید که هر لحظه ممکن است شروع به صحبت کند، اما بعد، با تکان مختصر سرش با عجله از اتاق بیرون رفت و به شوهر و پسرش پیوست.

فصل سوم: عزیمت خانواده‌ی دورسلی
عکس رنگی این مطلب متعلق به وب سایت جادوگران می باشد.

نظر شما چیست؟
– خاله پتونیا می‌خواست چه چیزی به هری بگوید؟
– به نظر شما تفاوت لی‌لی و پتونیا در چه حد و ناشی از چه بود؟