فقط ۱۵ روز مانده: نقل قول های امروز از کتاب ها (به روز شد)

امیر حسین

دست هری غرق در خون بود دست راستش را محکم در دست چپش فشار می داد تا خون ریزی را بند آوردو زیر لب نفرین می کرد .با ضربه آرنج در اتاق خوابش را با ز کرد .صدای شکسته شدن ظرف چینی به گوشش رسید او پایش را روی یک ظرف چینی در بیرون از اتاق خوابش گذاشت.احمقانه وبی معنی بود این که با ید چهار روز دیگر را بدون جادو سر کند.

هری پاتر ویادگاران مرگ -فصل دوم

معین (HP7)

نمیخوام هیچکسی به کمکم بیاد باید همین طوری باشه. خودم باید باشم هری با صدای بلندی این را گفت و در سکوت
سر سرا صدایش مانند صدای شیپوری پیچید
ولدمورت که چشم های سرخش گشاد شده بود زیر لب غرید: پاتر جدی نمیگه روش کارش این جوری نیست مگه نه؟ امروز
کی رو میخوای سپر بلای خودت بکنی پاتر؟
هری به سادگی گفت هیچ کسی رو دیگه هیچ جان پیچی باقی نمونده فقط من مونده م و تو هیچ کدوم
نمی تونند با وجود دیگری زنده بمونند و یکی از ما برای همیشه میره

کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ – فصل سی و ششم / ایراد نقشه

g.m.j

اسنیپ به سختی نفس می کشید.
پسرش نجات پیدا کرد.دامبلدور گفت.
اون چشمای مادرشو داره.تو چشمای لیلی رو به خاطر میاری مگه نه؟
(اسنیپ)نه! اون مرده!
(دامبلدور)اره که چی؟
(اسنیپ)من ارزو می کنم… ارزو می کنم که من به جاش می مردم.
(اسنیپ)اونوقت چه فایده ای برا بقیه داشت؟اگه تو لیلی رو دوست داشتی راهت مشخصه!
(دامبلدور)منظورت چیه؟
کار کن مرگش بیه.ده نباشه کمک کن از پسرش محافظت کنم…(اسنیپ) .

به روز رسانی:

چندین ایمیل و دیدگاه در مورد خبر جدید اما واتسون برای دمنتور ارسال کردید. برای پاسخ به سوال شما در این مورد، باید خدمتون عرض کنم که دنیل و اما با هم دوست دختر/پسر نیستند، نشدند و نخواهند شد و خبر مذکور که در صحت اون هم تردید دارم، در مورد این بود که اما و دنیل به همدیگه در مورد پیدا کردن دوست کمک میکنند.