امید جباری: خداحافظی لعنتی

سلام

نمی دونم از کجا باید شروع کنم .

از روزی بگم که با هری پاتر آشنا شدم .

از روزی بگم که با دمنتور آشنا شدم.

ولی از هرجایی شروع کنم آخرش باید یک جورایی به این خداحافظی لعنتی برسم…

همیشه معروف به این هستم که برخلاف جریان آب حرکت می کنم همیشه اینطور بوده و هست… گاهی این موضوع بشدت هم خودمو آزار میده وهم اطرافیانمو …به عنوان مثال زمانی که تمام همسن وسال هام داشتن تو کوچه های کودکی سیر می کرند من داشتم نقدهای سنگین دنیای تصویر را می خوندم….و به همین خاطر نتونستم هیچ وقت از کودکیم لذتی مثال زدنی ببرم….این ها رو گفتم که یک پیش زمینه ای از من داشته باشید….

یک روز از روزها که من ۱۱ سال بیشتر نداشتم با فیلمی به نام هری پاتر توسط یکی از روزنامه آشنا شدم…بعد از ۱ماه کل اسباب بازی فروشی های شهر رو زیر پا گذاشتم تا فیلم V.H.S سنگ جادو رو پیدا کنم ( اون موقع اسباب بازی فروشی ها فیلم کودک هم باری فروش داشتند) در آن زمان با اون زیرنویس بد اصلا نتونستم بفهمم که موضوعش چیه فقط فهمیدم هری پاتر یک قهرمانه که در مدرسه فانتزی جادوگری درس میخونه….گذشت و گذشت و دنیای من شد دنیای جذاب آقای پاتر…!!! (دیگه برای خودش مردی شد)

و امروز به ناچار این نامه را برای او نوشتم:

آقای پاتر عزیز
سلام
امروز از من خواسته شده برای شما متنی با مضمون خداحافظی بنویسم …
آقای پاتر یادته اون شب هایی رو که من وتو با هم در محیط هاگزوارتز می دویدم…یادته ۱۰ سال روز وشبم تو بودی ….بادته اون روزهایی که دلم از بقیه می گرفت به تو دوستانت شکایت بقیه انسان ها رو می کردم…یادت میاد آرزو می کردم یک روز برای من هم نامه ای فرستاده شه و از من هم دعوت بشه بیام به دنیای جادویی تو..!!؟؟ جایی که بتونم برای صلح تلاش کنم…
یاد اون شب های بارونیو ؟ می شستم زیر نور چراغ مطالعه و تا صبح داستان هایی که برام می فرستادی را می خوندم؟
هری عزیز
دنیای امروز ما خیلی بی وفا شده …با تو خداحافظی می کنم
ولی همواره به این امید منتظر تو و قهرمانانی از نسل تو می مانم دنیا به امثال شما احتیاج دارد.
هری عزیز تو هم نگران من نباش تا زمانی که هستم تو هم با من هستی…آخه مگه میشه ۱۰ سال کودکی , نوجوانی و جوانیم را به باد بسپارم…
بین خودمان باشد هنوز عکس های تو رو دیوار اتاقم هست و کلی با هم دردل می کنیم..خداحافظت باشد و منتظرت می مانم….!”

امید جباری ۲۱ ساله از …

پ.ن: ممنون از امید و حسین و ممنون از تک تک شما دوستاهای خوبم

هیچ گاه عزتتان را به ذلت نفروشید آقای پاتر هم همین را می خواست..!!!